این شاید بهترین سؤالی است که باید به آن حسابی پرداخت. ما در کلاس «فن خطابه» که برای طلاب گاهی توفیق پیدا می کنیم، یازده مرحله را برای یک خطیب می شماریم که خطیب باید این یازده مرحله را قبل از رفتن بالای منبر رعایت کند. چرا که ما گاهی یک کت دوخته ایم، تن همه می کنیم ولی آیا این کت تن همه می رود یا نه؟ به درد همه می خورد یا نه؟ به هر اندامی به هر تنی زیبا جلوه می کند یا نه؟ آن یک بحث دیگر است. پس ما باید 11 عملیات را انجام بدهیم بعد بر کرسی وعظ و خطابه بنشینیم.

اول مخاطب؛ خیلی مهم است که مخاطب چه کسی است؟ دختر است یا پسر؟ زن است یا مرد؟ سنش، فهم و تحصیلاتش، میل و نیازش، جغرافیا و فرهنگ و آداب و رسومش، ذائقه او را بشناسیم، ادبیات گفتار مخاطب را بشناسیم، تعدادشان، ویژگی های روحی شان، دین و مذهبشان، مجرد یا متأهلند؟ انقلابی اند یا ضدانقلاب اند؟ داوطلب آمده اند یا سربازند؟ اینها در فصل اول خیلی مهم است که انسان مخاطب خودش را کاملاً بشناسد. پس اولین کاری که خطیب باید انجام بدهد، مخاطب شناسی است.

 

دومین کاری که باید خطیب انجام بدهد، انتخاب موضوع است. مخاطب گاهی خودش موضوع را پیدا می کند، گاهی از یک اهل فن و خبره سؤال می کند.

 

سومین مرحله و سومین عملیاتی که خطیب باید انجام بدهد، مسأله یابی و مشکل یابی است؛ یعنی واقعاً آفتی را که مخاطب بدان مبتلاست شناسایی و برای آن آفت و آسیب نسخه بنویسد، کار درمانی و عملیاتی انجام بدهد.

 

چهارمین نکته ای که یک خطیب باید رعایت کند، زاویه دید به آن موضوع است. از چه زاویه ای می خواهد به موضوع بپردازد؟ اینها بحث های فراوان دارد. بعد از این چهار اقدام، تازه باید وارد کتابخانه بشود.

 

پنجمین کار، مطالعه برای جمع آوری مطالب است. حالا مطالب را جمع آوری کرده و می رسد به مرحله ششم که چینش این مطالب بر اساس تأثیرگذاری در حوزه اندیشه و احساس و رفتار مخاطب است. در این چینش، باید نکته هفتم را رعایت کند: توجه ویژه به شروع سخنرانی، یعنی ایجاد انگیزه اولیه، یعنی سخنران باید بداند در ابتدای منبر، ذهن مخاطب را مهار کند و به دست بگیرد. مثل دوشاخه برق که وارد پریز می شود، باید در همان ابتدا، برق سخنرانی، مخاطب را بگیرد. اینکه چطوری بحث را شروع کنیم خودش شیوه های متفاوت و مختلفی دارد که خطیب باید به آن ها دقت داشته باشد.

 

هشتمین کاری که خطیب باید انجام بدهد، توجه ویژه به نقطه اوج تأثیرگذاری است.

 

نهمین عملیات، مقدمه چینی و توجه ویژه به مقدمات روضه است. متأسفانه خیلی از خطبای ما در این میدان زحمت نکشیده اند.


دهمین اقدامی که باید یک خطیب انجام بدهد، پیاده کردن مطالب است. مثلا در یک برگه A4 جوهر بحث، مواد موضوع و پلان محتویات مورد نظر خود را خلاصه نویسی کند.

 

و یازدهمین پله، تمرین در بالای منبر است. یعنی اگر بتواند بحثی را که آماده کرده، یک بار برای خودش یا اهل خانه بیان کند تا بتواند به همه ابعاد آن مسلط بشود.

 

اگر خطبای ما، جوانان روحانی ما، این اصول را خوب دقت بکنند قطعا منبرهای ما از وضعیت موجود بیرون خواهد آمد و بسیار حرفه ای تر و دقیق تر خواهد شد.